زين الدين محمود واصفى

175

بدايع الوقايع ( فارسى )

رديف بنفشه « 1 » تا تيز كند آتش گلزار بنفشه * گوگرد صفت گشته پديدار بنفشه هرسوى خطى ريخت ز خاكستر و انداخت * در صحن چمن طرح چو معمار بنفشه فرعون صفت باده « 2 » به بستان شده چون نيل * شد تابع فرمانش به يك بار بنفشه « 3 » انداخته در نيل مگر سوزن او را * همچون شه بلخ است در اطوار بنفشه موسى صفتش سرو چو از سايه عصا زد * نيلى متخلخل شده ناچار بنفشه نيلى است مگر رفته در او يوسف از آن است * خوشبوى چو خوى رخ دلدار بنفشه همچون رمهء برهء سبزى است زره موى * در پهلوى هم در لب انهار بنفشه خاكستر بسيار به هرسوى فكنده * گوئى كه كرم مىكند اظهار بنفشه نرگس به عيادت شده نارنج به كف برد * چون ديده به بستان شده بيمار بنفشه ليكن چو به حصبه مرضش يافته تشخيص * گو كن حذر از حامضه زنهار « * » بنفشه

--> ( 1 ) - عنوان فقط در نسخهء T . ( 2 ) - B ، P : باد ( 3 ) - اين بيت در C و B 2 نيست . ( * ) س 21 : زينهار